السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
836
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
ابن سكّيت پرسيد : اكنون حجّت چيست ؟ امام فرمود : ( عقل ، كه بوسيله آن كسى كه بر خدا دروغ بسته شناخته شده و مورد تكذيب واقع مىشود ) معروف است كه ابن سكّيت معلّم مخصوص پسران متوكّل ( معتز و مؤيّد ) بود ، روزى متوكّل از او پرسيد : آيا پسران من در نزد تو محبوبترند يا حسن و حسين ( عليهما السلام ) ؟ ابن سكّيت كه از اين سؤال بسيار ناراحت شده و بر آشفته بود با نهايت شجاعت پاسخ داد : به خدا سوگند قنبر غلام على بن ابى طالب نزد من از تو و دو پسرت برتر است ! متوكّل خونخوار با شنيدن اين پاسخ از شيعه بودن او مطمئن شد و به تركان دستور داد زبان او را از پس گردنش بيرون آورند ، آنان نيز چنين كردند و اين دانشمند شجاع را به شهادت رساندند . در بارهء نحوهء برخورد متوكّل با امام هادى ( ع ) گفتهاند ، هر گاه امام ( ع ) به كاخ متوكّل نزديك مىشد ، همهء كسانى كه در اطراف كاخ بودند از هيبت و جلال امام بىاختيار از مركبهاى خويش پياده مىشدند ، حتّى يك روز همگى با هم اتّفاق كردند كه به امام اعتنايى نكنند ، ليكن به محض آنكه چهره نورانى امام آشكار شد ، همگى از مركبهاى خويش فرود آمدند و سر به احترام خم كردند ، به علاوه با ورود امام حاجبان پردهها را كنار زده و درها را مىگشودند و آن حضرت را احترام مىكردند ، روزى يكى از افراد بد خواه و چاپلوس به متوكّل گفت : هيچ كس بيشتر از تو به امام رافضيان احترام نمىكند ، چرا به حاجبان خود دستور مىدهى براى او پردهها را بالا بزنند و درها را بگشايند ؟ مردم با ديدن اين وضع خواهند گفت : اگر او از خليفه شايستهتر نبود ، خليفه با او چنين رفتار نمىكرد ، لذا متوكّل دستور داد اين بار كه امام هادى آمد حاجبان بىتفاوت بايستند و درها را نگشايند ، ليكن بلافاصله پس از ورود امام ، امام به هر درى كه مىرسيد ، آن در به اذن حقّ گشوده شده و پردهها خود به خود كنار مىرفت ، با مشاهدهء اين وضع متوكّل هراسان شد و دستور داد براى آنكه بيشتر مفتضح نشود و قدر و منزلت امام بيش از اين آشكار نگردد ، دوباره حاجبان پردهها را كنار زده و درها را بگشايند ! هر بار كه امام هادى بر خليفه وارد مىشد با او به حقّ به مجادله و گفتگو مىپرداخت و با حجّت آشكار خود او را منكوب مىساخت . روزى متوكّل از امام پرسيد : اى ابو الحسن ، تواناترين شاعران كدام است ؟ امام نام